راستی این استیصال رژیم برای چیست؟ مدتی است که ولی فقیه سر خود را به در و دیوار میکوبد تا راهی یابد از ابن بست هولناک داخلی و بین المللی خارج شود.

ترفندها یکی پس از دیگری اسقاط میشوند گاهی جا نشین ترفند قبلی و گاهی تکرار و در دور باطل بر محیط دایره شر لیز خورده و دوباره به همان نقطه کاف سردرگم باز میگردند. برای باز شدن گره کور فضای تنفسی ویا باز شدن بخت نظام و شرکای برون مرزی با رشوه و زد و بند وگاهی هم با نذر و نیاز بدرگاه کدخدای جهان همراه حراج بیت المال آزمایش میشود ولی بازهم هشت نظام در گرو نه آست.
 نمونه ها زیاد است نمیخواهم تا " استخر فرح " و "ساختمان پلاسکو" و قتل دانشمندان هسته ای امام رضا و مکه و بیروت کشتار کشیش های مسیحی و سعید امامی و احمد خمینی برگردم. چون این متن کوتاه ظرفیت حکایت "موش گربه " عبید زاکانی را ندارد.
ماجرا چگونه شروع شد؟
همه این داستان تراتژدی نوین از زمان روی کار آمدن رئیس جمهور جدید آمریکا آقای ترامپ آغاز شد.
رژیم ابتدا فکر نمی کرد که این یک چرخش و بینش مردمی در جهان است که از رذالت حاکمان معتاد قدرت خسته شده بودند و میخواستند یک دهن کجی به " نظم نوین جهانی " کرده باشند.
 نقشی را طبعا باید سیستم دموکراسی داشته باشد به ۳۵۰ کمپانی چند ملیتی اهداکرده اند و سیاست مداران به کار شریف دلالی معروف اند و رسانه هم نقش تبلیغاتچی کمپانی و دولت را دارند که رای مردم هم روی میز های مذاکره هزینه سوخت یا ساخت و پاخت پشت پرده هنر پیشگان دست اول سیاسی میشود...
پس از امضای برجام، گردان اختاپوس و هیولای شرکتهای چند ملیتی که پولشان در انبارهای بانکها میپوسید و کپک میزد معادن طلائی را در ایران یافته بودند که تجدید فراش کنند. "محلل " قرار داد برجام بفریادشان رسید.
اما این درخت تنومند تازه داشت ریشه در اعماق زمین به طلای سیاه می رسید که ترامپ " فاشیست " و " جنگ طلب " و " فاسد " ... از راه رسید میز بازی "کاره پوکر " شرکت ها را با " رنگ تحریم " تحریم بهم زد؛ اما از آنجائیکه ولی فقیه این کلان بازی کن قمار سیاست و پوکر در بلوف زنی دست ابلیس را هم از پشت بسته بود منتظر یک موقعیت طلائی بود تا این دور آخر بازی " پت " تثبیت نظام و خلافت منطقه را یکجا از بازیگران صحنه جهانی به جیب بزند.
طمعکار ی ولی فقیه از یکطرف و سرسختی سیاست چماق و هویج آمریکا از طرف دیگر بازیکنان میز پوکر را از ادامه اوضاع کنونی مایوس کرد و آنها "جا رفتند ". هم‌پیمانان و جویندگان طلا هم از " سرنگونی ترامپ " مایوس شدند ولی دارند دست و پا میزنند تا حداقل از سود خود صرفنظر کنند ولی سرمایه را نجات دهند.
بازی های کودکانه هر دو باند پس از تظاهرات ۶ و ۷ دی ماه
در انزمان ولی فقیه نظام با عقد قرارداد برجام " توانسته بود یک تضمین امنیتی موقت (چونکه قراداد برجام از کنگره آمریکا گذر نکرده بود بنا بر این ریا ست جمهوری بعدی میتوانست آنرا ملغی کند) "جواز کسب " چندماهه تا پایان دوره اباما را از دست ۵+۱ برهبری "اوباما " کسب کند.
 این تنها راه نجات از دست نیروی بر انداز سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت بود ولو موقت که تاکنون توانسته بود با سیاست مماشات سالها با تنفس مصنوعی اروپا و آمریکا زنده بماند.
 حیله های خاتمی و روحانی و رضا شاه و سبز و زرد ...هم که قبل از زایش جملگی فرسایش شده بودند.

ولی فقیه و فکر بکر! با سیاست "عمروعاص "
پس از اتمام آذوقه و خالی شدن خزینه و خزانه در اثر تحریمها که رژیم فکر میکرد تا پایان دوره پرزیدنت ترامپ دوام خواهد آورد، به تضرع و زاری ولگرد ولایت بندرگاه ترامپ بدریوزگی افتاد که ای وای! " پرزیدنت ترامپ جنگ نمی خواهد و مقصر همان پمپیئو و جان بولتون " هستند که جنگ طلب هستند! این تاکتیک بمزاج بعضی ها خوش نشست که از حق نگذریم یک ضربه کاری به دستگاه مشاورت امنیتی فرود آورد؛ اما آقای ترامپ رل اصلی خود را باز یافت.
این سالوسبازی جدید ولگرد ولایت (مم جواد) موجی از " امیدها "را در دل پژمردگان مماشات و " مطبوعات دوست از قبیل گروه کر اشپیگل و الپائیس و بی بی سی و ... صدها روزنامه جیره خوار دیگر زنده کرد و پاچه گیری مجاهدین آغاز شد. این در حالی بود که کانون های شورشی در داخل و کانونهای سیاسی در خارج با برگزاری متینگ های چندین هزار نفری راه آلترناتیوسازی های دست ساز را یکی پس از دیگری ذوب و خنثی کرد.
"اعتماد به نفس " کذائی تزریق شده به ماله کش نظام پس از تزریق روحیه دستگاه های حفظ دیکتاتوری در ایران او را وارد معرکه ای کرد که میخواست صواب شود اما کباب شد.

دور بعدی دیپلماسی برای جلب نظر آمریکا
پاسخ دندان شکن ایرانیان مقیم سوئد به ظریف، فرانسه و جبهه مماشات برای جبران مافات خواستند با شرکت دادن ظریف در گروه جی هفت توسط ماکرون انتقام بگیرند که افتضاح دیگری را ببار آورد آمریکا این بار اما انتقام خود را ذگرفت و سبب شد ظریف را سریعا از کشور فرانسه خارج کنند.
دامنه جنگ سیاسی تمام عیار مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت این بار به نیویورک کشید.
روحانی و ظریف با خفت و خواری وارد نیویورک شدند اما این خفت علیرغم تلاش جناب ماکرون در قبال دستخوشهای نا شناخته وارد یک فاز و لابیرنت لایتناهی ای شد که طرفین بازی را به میز حلال مشکلات منطقه یعنی مجاهدین و شورای ملی مقاومت سوق داد.
ولی فقیه و دنبالچه های آن متوجه شدند که برون رفت و یا ذوب در منجلاب حکومت نه در میدان مذاکره در آمریکا بلکه در گردنه ها و شهر های خاور میانه راه میبرد که ایران بخش اصلی راه حل آنست کلید این راه حل نه در دست روحانی و اروپا و روسیه و ...بلکه در دست سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت است.

تحلیل درست ولی فقیه!
ولی فقیه نظام، علیرغم " تنی معلول و ضعیف " اما اطلاعات وسیعی دارد که میگوید:
" مذاکره با آمریکا مشکل را حل نمیکند بلکه اضافه هم میکند " (نقل به مضمون).
حالا پس از قیام مردم عراق و لبنان همگان فهمیدند که ولی فقیه کانون حل مشکلات را نه بر روی میز مذاکره آمریکا و کشوری دیگر بلکه در " بنیاد و منشاء فکری " میبیند که از دست وی خارج است و بدست مجاهدین خلق که خواستار برچیدن بساط بنیاد گرائی هستند افتاده است و این تفکر است دارد در منطقه مثل نسیم بهاری میوزد و افکار را بارور میکند.
به ر ئیس جمهور لبنان گوش کنید!
رئیس جمهور لبنان راه حل نهائی تحولات اخیر را که باعث استعفای حریری شد را نفی " سهمیه بندی قدرت بشکل فرقه ای دانست " و راه حل را در " دموکراسی و سکولاریزه کردن لبنان دانست " ...
جنبش انقلابی عراق برای خلاصی از سلطه دست نشاندگان فرقه گرائ رژیم ایرا ن و استعمار گران دزد مسیر گریز از کلاف سر در گم گرفتاری کشور عراق را در "تغییر ساختار " میبینند نه رفرم های کذائی که پیشتر دارو دسته اروپائی و آدم کشان خامنه ای در ایران مردم را علاف خود کرده اند میدانند.
این را خامنه ای خوب فهمید که این تفکر " جدائی دین از دولت و حکومت دموکراسی سکولاریسم " در منطقه خاور میانه ریشه در دیدگاههای سازمان مجاهدین دارد که برای
یک روند پایدار در خاورمیانه " تنها راه " ممکن است نه یکی از راه حلها ست، که زاییده تجربه مبارزات طولانی و خون بار است که اتفاقا این تجربه از جنازه شاه عبور کرده است و باید از جنازه ولایت فقیه و هر نوع حکومت موروثی دیگر هم بگذرد.
 هم خامنه ای و هم مماشات گران غربی باید پس از وقایع اخیر عراق و لبنان باید درک کنند که از روند سرکوب کردن جنبش های بومی و کاملا ملی بخاطر استمرار طلبی حاکمان بنیاد گرا فقط کاربرون رفت از بحران را پیچیده تر میکنند و مشکلات جاری را روی سر خود آوار میکنند.
تاخت و تاز به مجاهدین و شورای ملی مقاومت که سالهاست " زیر ذره بین " هستند و در کوره های داغ و جهنم لیبرتی و اشرف و زندانهای اوین و صدها زندان دیگر آبدیده شدند و از ۸ دادگاه عدالت سر فراز و پاک بیرون آمدند، به چالش کشیدن مجدد آنها در تلویزیون اینتر نشنال و بی بی سی و ...و دهها ننگین نامه فرنگی فارسی زبان که بمجالس نوحه خانی و حرمسرا شاه سلطان حسین صفوی شباهت دارند نه دردی بر مجاهدین افزوده میکند و نه مرحمی بر زخمهای بیشمار مردم می شود.
این گونه پارس کردنها آدم را بیاد سگهای ولگردی میاندازد که بدنبال صاحب می گردند.
 نادم و انگشت نما و ننگ هرچه زندانیان ساسی "
خود شیفته و شکارچی مجاهدین و مبارین در پاترول سپاه و گروه بریده نالان!
بازیهای مشکوک جناههای امنیتی رژیم در علم کردن مجدد کارت سوخته رژیم در دستگیری حمید نوری (عباسی) آنهم پخش تصویر وی در اینترنت که میتواند کار داد گاه و شهود را به مشکل کشاند، در استکهلم که وی بیست سال قبل توسط مجاهدین افشاء شد یکی از دهها جانیان و قاتلان هزاران زندانی مجاهد و مبارز در دهه شصت میباشد.
 رژیم با بمیدان کشاندن چند باره یک مزدور کباده کش نظام " که در پاترول سپاه پاسداران و دادستانی در تهران برای شناسائی و شکار مجاهدین ..." گشت زنی میکرد و در زندان شغل توابی پیشه مینمود که بگفته زندانیان نجات یافته، وظایف تواب " دست زدن و تعهد کردن کارهای هولناکی ازجمله شناسائی و شکنجه و ردیابی تا تیر خلاص زدن دوستان و تشکیلات بود ...؛ و در بیرون از زندان انجام ادامه تعهدات سپرده شده در زندان یعنی دزدیدن خاطرات زندانیان مقاوم و ثبت کردن و رساله کردن بنام خود و فحاشی به اعضای سازمان مجاهدین و رهبر آن است که همچنان ادامه دارد.
البته این بخش را در هماهنگی با سایر تشکیلات نظام همگام با " سربازان امام زمان " ساکن کوی بی بی سی و رادیو فردا و سایر دشمنان قسم خورده مقاومت دنبال میکرد... و تازگی علاوه بر ضدیت با مجاهدین و رد یابی رهبر آن با محافل بریده مزدوران و جناححهای استعماری سر و کار دارد.

گامی بسی فرا تراز قد قواره خود!
با این سوابق "شریف " مصداقی اینبار لقمه ای گنده تر از دهان خود برداشته است. حکایت شغالی است که میخواهد نگهبان لانه کبوتر باشد.
او در مصاحبه های اخیر خود را مدعی " دادخواهی " زندانیان قتل عام شده هم میداند. کاری که سالیان توسط سازمان مجاهدین آغاز شده و دارد به جائی میرسد، او دارد مدال افتخار قهرمانی را از دشمنان همان قتل عام شدگان دریافت میکند که همان ها گروه گروه مجاهدین را "بخاطر شرکت در فروغ جاویدان عامل کشتار ۶۷ میدانستند".
 ما که نفهمیدیم از کی تاکنون در تاریخ مرسوم شده که یک "دشمن قسم خورده" میتواند مدافع منافع و حقوق قربانیانی باشد که با زنده هایشان و اهدافشان و تفکرشان و رهبرشان سر جنگ دارد. سئوال اینجاست مصداقی و همپالکی های آنها و یا هر تشکیلات حقوقی و مدنی و سیاسی دیگر، با اجازه کدام فرد مسئول از سازمان مجاهدین میخواهد با آن سوابق توابی از حقوق شهدای مجاهدین دفاع کند؟
 دور باد از ما که یک تواب و فحاش و مشکوک و شکارچی میلیشای مجاهدین، زنگوله دار از ناکجا اباد محیط های آلوده و ارتجاعی و استعماری که تلاش دارد تعداد شهدای قتل عام شدگان را کاهش دهد وکیل مدافع اقوام من و یا سازمان مجاهدین بدانم. شیران غرنده ای که همه میتوانستند امروز در قید حیات باشند اگر راه و رسم تواب مصداقی را در پیش میگرفتند. شرم بر کسانی باد که این شغال را "قهرمان " خود میدانند. به یقین باید گفت انها مزدوران همین نظامند.
وقتی شغالی مثل مصداقی با آن "سوابق درخشان" قهرمان " شورای دوران گذار " میشود دیگر تکلیف بقیه اعضایش روشن است ...
چناچه "ولی فقیه" با این تلاشهای بیهوده فکر میکند میتواند عطش انقلاب را در منطقه پوشش و یا افکار عمومی را منحرف کند و یا قصد دارد الترناتیو دیگری تولید کند و یا جنبش دادخواهی را لوث کند و یا هر عمل پلید دیگری در سر می پروراند نیاز به قربانی کردن "اسماعیل" بزرگتری از مهره های مزدور و سوخته دارد. او باید با بیرون کشیدن رژیم از سوریه و لبنان و عراق و یمن و افغانستان.؛ و درنهایت جمع کردن بار و بنه خود و ترک ایران به سوی منطقه ایکه مردم بزبان عربی و فارسی صحبت نکنند روانه شود. رژیم تاکنون هرکاری بود کرده است فقط باید انتظارکشید که اقدامات بعدی رژیم علیه سازمان مجاهدین چیست وقتی که میفهمد " افشاء گریهای " ماموران او در بی بی سی دیگر موثر نیست.
شاید سرمایه گذاری بعدی ساختن استخرهای فرح در فرنگ باشد. بالاخره ماجراجویی های جیمزباندی تیتر خوبی برای رسانه و سوژه خوب برای صنایع فیلم سازی است. شاید اولین اقدام رژیم از خائن ترین ها شروع شود!