در پی شلیک موشک به یک هواپیمای مسافربری در آسمان تهران و از همان ساعات اولیه این حادثه دردناک، بسیاری از کارشناسان مسائل هوایی بر دو فاکتور مهم برای این سقوط عامدانه انگشت گذاشتند.

نخست اینکه برخلاف تمامی دروغ پردازی‌ها و پنهانکاری های رژیم آخوندی، این یک سقوط معمولی و بدلیل نقض فنی نبود است. دومین نکته، همان عامدانه بودن این قضیه از سوی سپاه سرکوبگر، نهم با توجه به جنگی بودن فضای منطقه پس از شلیک موشک به پایگاه های آمریکا از سوی خامنه ای در عراق می باشد.

بدین سان ولی فقیه برخلاف تمامی عرف و قوانین بین المللی عامدانه فضای کشور را برای هواپیماهای مسافربری باز گذاشت تا بدین سان سپر حفاظتی برای پایگاه های سپاه پاسداران در پایتخت ایجاد نماید.
پاسدار حاجی زاده، فرمانده هوا فضای سپاه در تازه ترین سخنان ناخواسته به وجود این فضای جنگی و آگاهی کامل رژیم به بروز هر پاسخ احتمالی از سوی آمریکا اینگونه اعتراف کرده است. وی از جمله می گوید: «تصور ما این بود که آمریکایی‌ها گارد حمله می‌گیرند اما اینگونه نشد». (سایت حکومتی ایران آنلاین ۲۴ دی ۱۳۹۸)

دیکتاتوری ولی فقیه بخوبی براین واقعیت که هر لحظه امکان دریاف پاسخ موشکی از طرف مقابل وجود دارد، واقف بود. بدین سان پدافند سپاه ضمن هماهنگی کامل با شورای امنیت ملی به ریاست آخوند روحانی و فرماندهان سپاه، از مسدود نمودن فضای کشور برای تردد هواپیماهای مسافربری خودداری نمودند و جان ۱۷۶ انسان بیدفاع و بیگناه را برای مقاصد شوم خود قربانی کردند.

خودداری خامنه ای تا به امروز از قبول مسئولیت بعنوان «فرمانده کل قوای» حکومت و عذرخواهی از مردم و جامعه خود بهترین ادله بر شرارت و سیاست های عامدانه وی در قربانی نمودن جان انسان ها می باشد.
در این راستا باید اضافه نمود که اکنون وظیفه سنگینی بر دوش جامعه بین المللی برای رسیدگی به این جنایت جنگی استوار شده است. عطف به داده های حکومتی و با توجه به مجموعه امکانات تکنیکی و حقوقی صد البته باید این پرونده در یک دادگاه ذیصلاح بین المللی و عطف به قوانین ضد «جنایات جنگی» باز گشایی شود.

رژیم آخوندی بکرات طی حاکمیت ننگین خود اثبات کرده که هیچ ارزشی برای جان انسان ها قائل نیست. صحنه های فرستادن کودکان و نوجواننان بروی مین و استفاده ابزاری از انسان برای باز کردن مقاصد و سیاست های شوم آن، هنوز در اذهان عموم باقی است.
در این رابطه تنها براثر فشار داخلی و بین المللی و بویژه عمق تنفر و انزجار جامعه و یا با خیز مجدد دانشجویان بود که حکومت ناچار به اقرار قطره ای برای این «جنایت جنگی» شده است. فریاد معترضین «می کشم، می کشم، آنکه برادرم کشت» هم پاسخی به قتل عام ۱۵۰۰ قیام آفرین در آبان ماه گذشته است و هم پاسخی منطقی به جنایت اخیر سپاه و شلیک عامداانه به یک هواپیمای مسافربری می باشد.